تبليغاتX
سکوت
یکی رو پیدا کن وبهش عشق بورز  و هر روز جوری زندگی کن که انگار آخرین روز زندگیته.....

این جمله رو چند وقته پیش تو یه فیلم شنیدم و احساس کردم تاثیر خیلی خوبی رو روحیم گذاشته .

زندگی خیلی جای قشنگی نیست یعنی اصلا جای قشنگی نیست ولی اینم باید بدونیم که فقط یه بار میتونیم بازی کنیم .نوبت دیگه ای وجود نداره....

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:4  توسط مهدی فتحی  | 

سلام به همه دوستان

سال نو رو به همه تبریک میگم .

آرامش را برای همه دوستان  از پروردگار خواستارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 18:28  توسط مهدی فتحی  | 

 

بنابر داستان‌های بودایی سیدارتا (واژه سیدارتا بمعنی کمالجو است) در باغ‌های لومبینی در نپال کنونی بدنیا آمد. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخهایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنجها و کاستیهای زندگی آشنایی نیابد.[۲] با اینحال سیدارتای کمالجو از کاخها گریخت و در طی چهار بار گریز خویش با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را نهاده به جستجوی حقیقت شرایط آدمیان بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگلها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیش گرفت.[۳]

سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به درون پویی (مراقبه و مکاشفه) نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به دریافت رموز و بیداری کامل رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده است.[۴]

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 0:38  توسط مهدی فتحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:56  توسط مهدی فتحی  | 

خوشبختی چیزی نیست جز فاصله دو بد بختی....(چاپلین)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:40  توسط مهدی فتحی  |